بی برگ , ادبیات , شعر و نکته

دوست عزیز اگه مطلبی که به دنبالش بودی اینجا پیدا کردی در قسمت نظرات برام یه یادگاری بنویس . از مطالب هم اگه استفاده می کنی به رسم امانت اسم این وبلاگ رو کنارش قرار بده

تبریک سال نو
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٩  

عروس بهاری رخسار خویش را بیاراست و با دو چشم جادوی خود جهان پیر را نگریست و لبخندی زد .
طبیعت که ماهها به خواب رفته بود نفسی کشید ، دیده بگشود و او نیز بخندید .
وه چه شورانگیز خنده ای بود خنده بهاران و چه شورهایی که زان خنده بپا خاست . دلنواز نسیم بهاران وزیدن گرفت . سبزه گریبان خاک را درید و مستانه از دل زمین دمید .
قرنفل زیبا ، اطلسی دلربا و بنفشه آفت زا ، جهانیان را به تماشای دلارایی خود می خوانند ، خرمن گیسوی سنبل ساحری می کند و غنچه زیبا از لب یار قصه می گوید .

 



چلچله ها آمدن نوروز را خبر می دهند ، عمو نوروز یک سبد بهار به همه باغها هدیه می کند ، باغها با گل و شکوفه نقاشی می شوند ، چشمها و دلها غرق تماشا و لبخند می شوند .
ساده و صمیمی این لحظات خاطره انگیز را به عمو نوروز وجودتان تهنیت و شادباش می گویم .

گل وجودتان همیشه شکوفا و زوال و پژمردگی از بهارتان به دور باد  .


کلمات کلیدی: مناسبتها ،کلمات کلیدی: مطالب ادبی
 
 
 
Google