بی برگ , ادبیات , شعر و نکته

دوست عزیز اگه مطلبی که به دنبالش بودی اینجا پیدا کردی در قسمت نظرات برام یه یادگاری بنویس . از مطالب هم اگه استفاده می کنی به رسم امانت اسم این وبلاگ رو کنارش قرار بده

شعری زیبا در مورد حضرت امام علی (ع)
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢  
ساقی به پیاله باده کم می ریزی
این میکده را چرا به هم می ریزی؟!



از گردش ساغرت شکایت دارم

آسوده بریز! بنده عادت دارم



با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم

سجاده و تسبیح و قدح می خواهم



ما قوم عجم به باده عادت داریم

بر پیرمغان «علی» ارادت داریم



بر طایفه مان نگاه حق معطوف است

میخانه ی شهر طوس ما معروف است



من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم

یک خمره می ِ سفارشی می خواهم



در روز ازل که دل به آدم دادند

فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند



فریاد زدم : علی - پناهم دادند

اینگونه به این میکده راهم دادند



با دیدن این شوق عنایاتی کرد

لبخند علی مرا خراباتی کرد



من مست ِ مِی ابوترابم یک عمر

سرزنده به نشئه ی ِ شرابم یک عمر

کلمات کلیدی: اشعار ،کلمات کلیدی: مناسبتها ،کلمات کلیدی: اشعار ناب
 
آوای باد انگار ، آوای خشک سالی ست
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٠  

آوای باد انگار ، آوای خشک سالیست

بگذار تا بگویم ، تقدیر لا ابالیست

وقتی که مرگ انسان مانند سنگ باشد

دنیا به این بزرگی ، یک کوزه ی سفالیست

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید

زیرا که زنده ماندن ، هر لحظه احتمالیست


کلمات کلیدی: اشعار
 
شعری زیبا همراه با تصاویر هنری نقاشی از کودکان
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۳  

 
پا به پای کودکی هایم بیا 
کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز عشق همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر



خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره دنیای ما
قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادربزرگ
ماجرای بزبز قندی و گرگ



غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟



حال ما را از کسی پرسیده ای؟
مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری در قفس؟
می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟
آسمان باورت مهتابی است ؟


هرکجایی, شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه ، گریه کن !
کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد
سادگی هایم به سویم باز گرد!


برای دانلود بقیه این تصاویر زیبا بر روی این لینک کلیک کنید .

کلمات کلیدی: اشعار ،کلمات کلیدی: دانلود ،کلمات کلیدی: اشعار ناب
 
هرگز گره ام از علمت وا شدنی نیست - موسی علیمرادی
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٠  

هرگز گره ام از علمت وا شدنی نیست

 
هرگز گره ام از علمت وا شدنی نیست

غیر از تو کسی در دل من جا شدنی نیست



باید تو به من اشک دهی ورنه عزیزم

این چشمه ی خشکیده که دریا شدنی نیست



هر جا که حسین است همانجاست بهشتم

پس هیچ کجا غیر تو زیبا شدنی نیست



مجنونم و از عمر خودم درک نمودم

یک لحظه بدون غم لیلا شدنی نیست



باید نفسی مرثیه خوانت شده باشد

ورنه دم عیسا که مسیحا شدنی نیست



از نوکر بد هم که بپرسید بگوید

ارباب به خوبی تو پیدا شدنی نیست



پیراهن مشکی مرا دوخته زهرا

با دست شکسته که مداوا شدنی نیست



موسی علیمرادی

کلمات کلیدی: مناسبتها ،کلمات کلیدی: اشعار ،کلمات کلیدی: اشعار ناب
 
چند رباعی از شاعر خوش ذوق جلیل صفر بیگی
ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٤  

بد جور به هـــــم ریخته و ترسیده
مادر که دوباره خواب شومی دیده
از بهت و سکوت پدرم می ترسم
ما گاو نداریـــــــم ولـــــــی زاییده

طفلک پســــــرم باز مجابش کردم
بی شام به زور قصه خوابش کردم
ناگاه کبوتری به خوابش آمد
ناچار گرفتم و کبابش کردم

مانند همیشه چشمهایـــم به در است
بر سفره ی ما جگر نه خون جگر است
ته مانده ی سفره ی شما را آورد
آری پدرم مورچه ی کارگـــر است

دل می شود از تو قرص با یک بوسه
احوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه
لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند
صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!!

مصراع نخست: من تو را می بوسم
در مصرع بعد هم تو را می بوسم
ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا
شعر خودم است من تو را می بوسم!

بی دغدغه همچنان تو را می بوسم
بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم
آنقدر به بوسه ی تو معتادم که
یک قافیه در میان تو را می بوسم!

می لرزم و ضعف دید دارم دکتر
مجنونم و شکل بید دارم دکتر
لبهای من از تب جنون می سوزند
بوسیدگی شدید دارم دکتر!!

خبر چون سیل دنیا را گرفته
که دارا رفته سارا گرفته
خودم را دار خواهم زد یقیناً
دلم تصمیم کبری را گرفته

تاریکم و شب از دل من می جوشد
- تکرار به تکرار خودش می کوشد -
تکراری ام آن قدر که حالا دیگر
پیراهنم از حفظ مرا می پوشد !

من سر به تنم زیاد بود از اول
شالوده ام از تضاد بود از اول
ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود
روحم به تنم گشاد بود از اول

من قرعه به نامم از ازل افتاده
یک مرد همیشه در هچل افتاده !
در عشق تو بدجور گرفتار شدم
مثل مگسی که در عسل افتاده !


شاعر : جلیل صفر بیگی


کلمات کلیدی: اشعار ،کلمات کلیدی: اشعار ناب
 
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود ...
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٥  

 

 

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

 

شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم

هر کسی دربه در خانه ی لیلا نشود

 

دیر اگر راه بیفتیم ، به یوسف نرسیم

سر بازار که او منتظر ما نشود

 

لذت عشق به این حس بلاتکلیفی ست

لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟

 

من فقط روبه روی گنبد تو خم شده ام

کمرم غیر در خانه ی تو تا نشود

 

هرقدر باشد اگر دور ضریح تو شلوغ

من ندیدم که بیاید کسی و جا نشود

 

بین زوار که باشم کرمت بیشتر است

قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود

 

مرده را زنده کند خواب نسیم حرمت

کار اعجاز شما با دم عیسا نشود

 

امن تر از حرمت نیست ، همان بهتر که

کودک گمشده در صحن تو پیدا نشود

 

بهتر از این ؟ که کسی لحظه ی پابوسی تو

نفس آخر خود را بکشد پا نشود

 

دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب

حرفم این است که یک وقت مداوا نشود !

 

من دخیل دل خود را به تو طوری بستم

که به این راحتی آقا گره اش وا نشود

 

بارها حاجتی آورده ام و هر بارش

پاسخی آمده از سمت تو ، الّا نشود

 

امتحان کرده ام این را حرمت ، دیدم که

هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود

 

آخرش بی برو برگرد مرا خواهی کشت

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود...

 

محمد رسولی


کلمات کلیدی: اشعار ،کلمات کلیدی: اشعار ناب
 
حدیث نبوی
ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠  

در روایتی از نبی اکرم(ص)رسیده است:

یا عباد الله انتم کالمرضی و رب العالمین کالطبیب فصلاح المرضی فیما یعلمه الطبیب و تدبیره به لا فیما یشتهیه المریض و تقیرحه الا فسلموا الله امره تکونوا من الفائزین

ای بندگان خدا شما چون بیمارید و پروردگار جهانیان مانند طبیب.

و بهبود حال بیمار در گرو توصیه های طبیب به او و تدبیر اوست نه در آنچه بیمار می خواهد و پیشنهاد می کند.

هان در برابر فرمان خداوند گردن نهید تا از رستگاران باشید.



کلمات کلیدی: نکته ها
 
مجموعه داستانهای کوتاه
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢  

 دوستان مجموعه ای از داستان کوتاه که از گوشه و کنار صفحات اینترنت جمع آوری کردم رو براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد . فکر نمیکنم در هیچ کجای این فضای مجازی بتونین این همه داستان رو یه جا پیدا کنین. منتظر نظرات ارزشمندتون هستم .


گذشته ات را فراموش نکن

 

 بعد از خوردن غذا بیل گیتس ۵ دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیشخدمت ناراحت شد

 

بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟

پیشخدمت : من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری دختر شما ۵۰ دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط ۵دلار انعام می دهید !

گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :

او دختر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام

(هیچ وقت گذشته ات را فراموش نکن . او بهترین معلم توست)

 

 

 

داستان آموزنده : فلسفه عمل

 

 روزی لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟

سرباز دستپاچه شد و جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده ؛ من هم به همان روال کار را ادامه دادم!

مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را میدانم،زمانی که تو ۳سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز ۴۱ سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند! فلسفه ی عمل تمام شده، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد!

آیا شما هم این نیمکت را در سازمان خود مشاهده میکنید؟

 

 

 

همه چیز به خودتان برمیگردد

 

مرﺩ ﻓﻘﯿﺮﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮐﺮﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ، ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ .

 

ﻣﺮﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﻟﻰ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﯾﺪ .

ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺮﺩ ﺑﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﺮ ﮐﺮﻩ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ .

ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﻰ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﮔﻔﺖ:

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﻧﻤﻰ ﺧﺮﻡ، ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺘﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻭﺯﻥ ﺁﻥ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ . ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ

ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﻣﺎ ﺗﺮﺍﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﺮﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺯﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﯾﻢ .

ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ: ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻰ ﮔﯿﺮﯾﻢ 

بقیه داستانها رو در ادامه مطلب بخوانید .


کلمات کلیدی: نکته ها ،کلمات کلیدی: مطالب ادبی ،کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
بند کفش
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱  

 

امام صادق علیه السلام با بعضى از اصحاب براى تسلیت به خانه یکى از خویشاوندان مى رفتند، در بین راه بند کفش امام صادق علیه السلام پاره شد، به طورى که کفش به پا بند نمى شد. امام کفش را به دست گرفتند و پاى برهنه به راه افتادند.

ابن ابى یعفور که از بزرگان صحابه آن حضرت بود فورا کفش خویش را از پا درآورد، بند کفش را باز و دست خود را دراز کرد به طرف امام تا آن بند را بدهد به امام که امام با کفش بروند و خودش با پاى برهنه راه را طى کند.

امام با حالت خشمناک ، روى خویش را از عبداللّه برگرداندند و به هیچ وجه حاضر نشدند آن را بپذیرند و فرمودند:

اگر یک سختى براى کسى پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختى اولى است . معنا ندارد که حادثه اى براى یک نفر پیش بیاید و دیگرى متحمل رنج بشود.


کلمات کلیدی: نکته ها
 
کتاب و نامه های انیشتین به آیت الله بروجردی
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۱  

شاید تا بحال نشنیده اید که

انیشتین عاقبت بخیر شد و  شیعه از دنیا رفت.


    انیشتین طی 40 نامه ای که به آیت الله بروجردی نوشته و پاسخهایی که از ایشان دریافت کرده بود ، دین اسلام را پذیرفته و مذهب شیعه را برگزیده است.

   البته پروفسور حسابی در آشنایی آنها با یکدیگر نقش بسیار تاثیر گذاری داشته است.

   آلبرت اینشتین در آخرین کتاب  خود با عنوان : "بیانیه" ، که در سال 1954 آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است ، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می­داند.

   این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

جالب است بدانید که نظریه نسبیت انیشتین بر اساس روایات اسلامی و مخصوصا معراج پیامبر (ص) ارائه شده است.

برای اطلاع بیشتر از این مطلب بهتر است به این منابع از سایت رسمی حضرت آیت الله بروجردی مراجعه فرمایید:

http://broujerdi.org/content/view/1195/137/

گزیده ای از کتاب آخرین رساله انیشتین  + دریافت فایل


کلمات کلیدی: نکته ها ،کلمات کلیدی: دانلود
 
 
 
Google